این منم، خسته از خودم
چون مگسان در پناه سایه ی برگ توت از هجوم گرما
به مانند اولین پک سیگار کودکی، تلخ و پر سرفه
همچو یک گناه تکراری ؛ اعتیاد شوم
یا پرس و جو میان قوم آدمخوار
این منم
خسته از خودم