| |
| یکشنبه 30 تیر ماه سال 1387 |
| اولین |
دیدن اولین زیباست ترس، شرم، زیبایی لذت، شیطنت، بودن در آغوش اولینها باش |
|
| |
| یکشنبه 23 تیر ماه سال 1387 |
| جنس لطیف |
این حریر ابریشم چیست که چون وقت خواب بر خویش میکشی فردوس تفرج گاه روحت می گردد؟ و چه قرابتیست میان جنس لطیف و لطیف سرمدی؟ ابریشم مرا در برگیر |
|
| |
| پنجشنبه 20 تیر ماه سال 1387 |
| اندیشه |
در این اندیشه ام انسان آنگاه که نمی فهمد چیست؟ آنگاه که نادانترین است و می اندیشد عالم دهر هموست نادانترها داناترند یا داراتر؟ در این اندیشه ام چرا همه قانونها ناقصند؟ چرا هر دیواری سوراخ دارد؟
نکند دیوار بهشت هم سوراخ باشد؟ و انسانهای بد بد بیایند غلمان بازی کنند و به حوریانمان تجاوز کنند یا درختان بهشت را بشکنند و توی نهرهای عسل جیش کنند یا مرواریدها و یاقوتهای قصرهامان را بدزدند
لعنت به این سوراخ که بهشت را هم به نابودی خواهد کشاند باید در همه سوراخها را گل گرفت اما نه پروردگار در جای حق است و مراقب همه سوراخهاست . . . راستی نگران نباش حاجی دیوار بهشت تو یکی سوراخ نمیشود
|
|
| |
| شنبه 8 تیر ماه سال 1387 |
| بهشت کلاغان...جهنم ماهیان |
اینجا بهشت کلاغان است و جهنم ماهیان خواهد ماند تا آنزمان که اندک آبی فراهم آید شاید از اشک چشم ماهیان لیک اشکی باید شیرین یا ماهیانی دریازی |
|