| |
| دوشنبه 30 اردیبهشت ماه سال 1387 |
| ناله جغد شوم خیانت |
اشک بود که مثل باران از چشمهای دخترک می چکید و سیاهی آرایش دور چشمش با آن روان می شد تا میان صورتش. پسر دخترک را گرماگرم در آغوش کشید و فشرد. شوری اشکهای صورتش را نوشید. لبانش را گرم بوسید.
عزیزم گریه نکن، من تو رو از چشمام بیشتر دوست دارم. اگه می دونستم اینقدر ناراحت میشی هیچی نمی گفتم... و پسر ادامه داد؛ اما هر چه بیشتر می گفت جغد شوم خیانت بلندتر ناله می کرد.
|
|