گوسفند
تازه فهمیدم هر روز هزارن معجزه رخ میدهد - سار پرید ٬ دیدی‌؟ یک کودک ٬ یک برگ ٬ یک عشق
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوع بندی
دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386
اینجا همیشه آغاز است
زندگی این کلاه بختیاری است که اکنون بر سر من است
چقدر شبیه خوانین ایلیاتی شده ام
اما فقط شبیه
زندگی شب آبشار سمیرم است
که تیغ آسمان سیاهش دل سنگ کوه را شکافته و خون سپیدش را جاری
و هزاران چشمک برای تو
و دستی که دراز میکنی برای لمس چشمهای آسمان
بس که نزدیک است
آسمان فرو نیفتد؟
و صدای ریزش و ریزش
منشین به انتظار پایان
اینجا همیشه آغاز است
چونان زندگی
هر چند زیستن پایان گیرد
زندگی هرگز پایان ندارد
چون خون سپید کوه که از آن جاریست
چون آبشار

دوشنبه 23 مهر ماه سال 1386
باور نمی کنم

باور نمی کنم که ...

باور نمی کنی؟

پس بمیر ای کافر ملعون


سه شنبه 17 مهر ماه سال 1386
شانزدهم ونوس

بهاران که میشود مست میشوم
مستی که زائل شد
خمار یک جرعه دیگرم
اما هیچ نیست جز اشک و آه
آخر پاییز خواهد شد
بهار میگوید پاییز را ببین


ع ش ق
یادم باشد دهانم را آب بکشم
آنگاه
این سه حرف را کنار هم نجوا کنم
شاید دوباره زنده شوم
شاید


شانزدهم ونوس

دیشب تا صبح نخوابیدم

و سنگی را لیسیدم و بوییدم

و استخاره ای

با زمین انسانها

(( گیوم در کوههای آند سقوط کرده ))

نباید فکر کنم

باید فقط پیش بروم

به خاطر همه کسانی که دوستم دارند.

 

شانزدهم ونوس روز خوبی بود

و هست

تا شب

استخر

و ماساژ تایلندی

 

یادها شاید زود بگذرد اما یادگارها هرگز

هر چی باشه دفعه اولم بود!

یادش خوش

امضاء: مرد مریخی


چهارشنبه 11 مهر ماه سال 1386
میخوام بنویسم اما از چی؟

میخوام بنویسم اما از چی بنویسم؟

میخوام ننویسم اما از کی ننویسم؟

پس ...


سه شنبه 3 مهر ماه سال 1386
می خواهم بمیرم

امروز چند تا مطلب راجع به عشق سرازیر شد به ذهنم که نوشتم گوشه ی کتاب. کتاب شهید اول با شرح شهید ثانی. فکر کن٬ فقه و عشق !!! حیف که کتابم اینجا نیست و نه حافظه ام.


جمعه یکی از شهرستانهای اطراف افطاری دعوت بودیم. من و نوید و باباش. وقتی رسیدم که آفتاب داشت غروب می کرد. نارنگ نور و درختان برگ و آبی فراز و p در آسمان. p ای که کم کم o خواهد شد٬ q خواهد شد و بعد دیگر هیچ. دوباره اشک٬ بعد از مدتها.

و آرزو کردم ٬ آرزو که بمیرم پیش از پایان رمضان. اگر بمیرم برای همیشه کنار همه چیزم خواهم بود٬ کنار عشقم.

همه جا٬ و نه ترسی خواهد بود و نه دوری ای.

و یار دوستانم خواهم بود همه جا٬ و در کنارشان. و کمکشان خواهم کرد که نه برشان ظلم شود و نه ظلم کنند به خود یا دیگری.

خدایا آماده ام.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 45820


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
با ورزش بزرگ شده ام و محبت . بزرگترین آرزوی من اینست که قلبی را نشکنم هرگز . و با عشق بمیرم در راه عشق. دوست دارم خوب بشوم.

تماس با کلاهزرد: بی خیال عزیزم
شناسنامه کامل من...