نادانسته های من به اندازه ی همه است و دانشم به وسعت هیچ .
اما یک سوال همواره ذهنم را مشغول داشته و آن ....
من خوبم ؟ من بدم ؟ تو نظرت راجع به من چیه ؟ فکر میکنی من کی هستم ؟
من هستم این را می فهمم . هر چند گاهی در آن هم شک میکنم اما ....
هر وقت میخواهم بنویسم قلم میخشکد و دستم نمی جنبد ٬ بگذریم .
من با همه وجود و قابلیتها ٬ من با همه غمها و اندوهها ٬ من با همه داشتها و نداشتها ٬ من منم اما ....
اولین بار هر کسی با من آشنا میشود میگوید : من فکر میکردم آدم بیخود و بدی باشی اما ....
میگوید به نظر خشن و بی روح میآمدی اما ...
میگوید و میگوید و هزاران بدتر از این میگوید .
ولی سوال من اینست
چرا ؟
دل ٬ دیده ٬ ظاهر ٬ باطن ٬ عشق ٬ نفرت ٬ محبت ٬ دشمنی ٬ سطح ٬ عمق ٬ فاصله ٬ نزدیکی ٬ خدا ٬ من ....... |