گوسفند
تازه فهمیدم هر روز هزارن معجزه رخ میدهد - سار پرید ٬ دیدی‌؟ یک کودک ٬ یک برگ ٬ یک عشق
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو
موضوع بندی
چهارشنبه 28 دی ماه سال 1384
آسمون صاف

گاهی وقتا آسمون اونقدر آبی و صافه که اگه دست دراز کنی خورشید تو دستاته.

امروز اینجا از اون روزاست.


شنبه 24 دی ماه سال 1384
باران

امروز اصفهان می بارد
هوا سراسر ابری و بارانی
و نمیدانم چرا من هم هوای گریه دارم


جمعه 23 دی ماه سال 1384
دومین سفرم با دوچرخه

دومین سفرم با دوچرخه از پرخاطره ترین (خاطره های بد) سفرهایم بوده است
من و مهران صبح زود بسمت نجف آباد حرکت کردیم
من با دوچرخه لاری (چرخ چینی) و مهران با چرخ کوهستانی که از چرخ من هم بدتر بود
حدود چهار ساعت 40 کیلومتر را رکاب زدیم و نزدیک ظهر رسیدیم نجف آباد
رفتیم فلکه مرکزی نجف آباد و جاتون خالی یه چلوکباب توپ زدیم تو رگ خوب بود ولی باعث شد انرژیمون رو از دست بدیم یا به قولی سنگین بشیم
القصه تو این سفر تایر چرخ مهران دوبار پنچر شد و کلی مکافاتای دیگه
برگشتیم اصفهان و در مجموع حدود 80 کیلومتر رکاب زدیم اما اندازه هزاران کیلومتر تجربه کسب کردیم


جمعه 23 دی ماه سال 1384
اولین سفرم با دوچرخه

یادم نمیآید کی اولین بار به فکر سفر با دوچرخه افتادم اما اولین سفرم دقیق یادم میآید
تک و تنها با یه دوچرخه پکیده و خوب (اصطلاح اصفهانی) از اصفهان راه افتادم به طرف درچه
نه میشد گفت دوچرخه است و نه میشد اسم دیگه ای روش گذاشت  اما رفتم و این مهم بود
مسیر رفت و برگشت حدود 40 کیلومتر بود
بین راه در بیشه های سپیدار درچه توقفی و چایی و صفایی
جای شما خالی
مسیر رفت از جاده آتشگاه و برگست از اتوبان ذوب آهن
و این بود آغاز این راه
به چه دلیل نمیدانم یا شاید یادم نمیآید اما آغاز بود
شاید چهار سال پیش یا زودتر دقیق نمیدانم ولی از آن روز تا امروز تفاوتها و تجربیاتم از زمین تا آسمان است
بازهم برایت خواهم گفت


جمعه 23 دی ماه سال 1384
چرا اینجام؟

دوستانم سلام

میخوام خاطراتمو ، خاطرات ورزشیم رو با هم باشیم. 

شاید شادیها ، غمها ، تجربیات و آنچه رخ داده برای شما مفید یا لااقل جالب باشه

تا بعد


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 45829


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
با ورزش بزرگ شده ام و محبت . بزرگترین آرزوی من اینست که قلبی را نشکنم هرگز . و با عشق بمیرم در راه عشق. دوست دارم خوب بشوم.

تماس با کلاهزرد: بی خیال عزیزم
شناسنامه کامل من...