آموزش زبان انگلیسی Extra آموزش زبان انگلیسی Extra
هم سریال ببینید، هم زبان یاد بگیرید!
روش جدید آموزش زبان انگلیسی با فیلم
200 کارتون معروف
هر کارتون که فکرشو بکنی، هر کارتون
فقط 80 تومان | 9 DVD
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

شکرت که هیچ ندارم

و همه دارم

هرچند هیچم.


شراب خانگی بیاورید 

هر چه کهنه‌تر بتر  

شراب تازه  

پیش از آنکه مست سازدم  

تمام می‌شود  

و من  

همچنان خمار بیخودی.

کودک درون بادکنک 

در زمان بد 

در مکان بد 

آمده میان مردمان بد 

موقع گناه  

ترس من خدا

وقت کار خیر  

در هراسم از 

بندگان او 

این بچه کنون

مدرک ثواب ماست 

زنده زنده گور بایدش نمود.

وقتی خدا هست 

غم برای چیست؟ 

زیبا نیست آبشار ابریشم از میان انگشتان؟ 

خوردن یاقوت و نوشیدن الماس؟ 

زیبا نیست حس گرمای مطبوع جهنم  

در باغ بهشت؟ 

گردش موج  

گرد مهتاب؟ 

فراز و فرود؟

زیبا نیست حجم مهربانی؟ 

شیرینی یک جمله؟ 

و زنبوران گرد آن؟

می‌گویم:

تا خدا هست  

زندگانی زیباست.

ما کارهایمان را بر اساس اهمیتشان انجام می‌دهیم. 

ابتدا کارهای بی اهمیت 

و سپس کارهای کم اهمیت. 

اما کارهای مهم مربوط است به فردایی که هرگز نخواهد آمد.

قدیمی‌ترین گیاه جهان 

بود زمانیکه من نبودم و تو

زمانیکه ناصرالدین کنار هزارمین صیغه‌اش نخوابیده بود 

صلاح‌ الدین پس از فتوحاتش سراغ سربریدن شیعیان فاطمی نرفته بود  

کوروش بابل را با خاک یکسان نکرده بود برای نجات یهود  

زمانیکه بنی‌اسرائیل از نیل نگذشته بودند 

یونس را ماهی نبلعیده بود

طوفان نوح هم نیامده بود 

فکر می‌کنم قدیمی‌ترین گیاه زمین بود 

حتی زمانیکه هنوز جدم طمع نکرده بود 

و عمویم نیز قربانی حسادت پدرم نشده بود 

و آنگاه نیز گیاه بود 

و گیاهی می‌کرد 

قدیمی‌ترین گیاه زمین.

الماس را کهنه پیچ کردیم که آسیبی نبیند 

بیچاره الماس  

دیگر همه او را کهنه می‌دانند.

به دنبال کوتاهترین مسیرم 

به سوی بلندترین قله‌ها

وقتی ماه نیمه است 

پرندگان غریب 

مست می‌شوند. 

حیران فراق 

و گریان وطن. 

دریای سیاهی را می‌شکافند به سینه 

گرداگرد 

اما چاره‌ای نیست جز بازنشستن 

زیرا زمانش نرسیده

فرصت بازگشت.

بزرگترین مشکل تو اینه که عین بقیه هستی.

یعنی خاصی اما زندگیت رو عین آدمهای معمولی گرفتی. 

انگار نمیخوای حرکتی بکنی.

عین مردم عادی.

دیدگاههاست که آدمی را می‌سازد 

چیزی که تو ذلت می‌دانی 

برای من افتخار است و لذت

و چیزی که هدف اوست  

بازدارنده‌ی من 

دیدگاههاست که زندگی را می‌سازد 

زیباترین لحظه‌های زندگی من در زیر سقف یک چادر رخ داده 

نه در قصری باشکوه 

نه در خانه‌ای مجلل 

از وقتی معنای زندگی را یافتم 

از تک تک لحظات زندگی لذت برده‌ام 

حتی سختی‌هایش 

و عصبانیت‌هایش 

وقتی از حال لذت بردی آینده نیز مال توست 

امان از وقتی که حالت را فدای آینده کردی 

آینده‌ای که هرگز نخواهد آمد 

تنها چیزی که می‌آید 

حالهای پی در پی است 

دیدگاهت را بساز 

زندگیت ساخته خواهد شد

بد کرده‌ام 

به خیلیها 

و نمی‌دانم چه کنم 

و نمی‌دانم چگونه بگویم سلام 

به کسی که سراپا وداع شده 

و نمی‌دانم  

و نمی‌دانم 

و نمی‌دانم

امشب تو مسجد بودم 

داشتم با یه دوستام صحبت می‌کردم 

یهو خودمو دیدم بین الحرمین 

روبروی حرم امام حسین علیه السلام 

خیره شده بودم به گنبد طلاییش 

و پرچم سرخی که در باد فریاد می‌زد 

مظلومیت را 

سردی سوز نسیم کربلا پیچید توی تنم 

و صورتم رو نوازش کرد 

آقا 

من به قربانت

امسال تو را می‌بینم؟  

میوه رسیده خود می‌افتد.

کاش خدایمان لااقل به اندازه ما عقل داشت!!!

ما زندگی به پای تباهی فشانده‌ایم 

تا قطره‌های آخر آن‌را چکانده‌ایم

از چشمه‌های ناب خدایی بریده‌ایم  

بیهوده خویش را به بیابان کشانده‌ایم 

الماس عمر در عوض شن بداده‌ایم 

عمری سراب به لبها چشانده‌ایم  

هر روز خانه بهر کسی وانهاده‌ایم

اینها بت است جای خدامان نشانده‌ایم

به کسی که نادانیهایش را دانسته می‌شمارد 

چه می‌توان گفت 

جز سکوت 

یا تأیید 

حق کاملا با تو است 

آسمان گرد زمین می‌گردد

انسانهایی هستند که اگر طلا به پایم بریزند 

زحمت برداشتن به خود نمی‌دهم 

و آدمهایی که اگر زهر بدهند 

مشاتاقانه می‌نوشم.

خدا 

عشق 

طبیعت 

همبستری  

زیبایی 

هنر 

وقتی در مه قدم برمی‌داری 

آشناترین مسیرها هم غریبه می‌شوند.

آجرها را روی هم می‌چینی 

دقیق و محکم و مرتب  

اما 

بنایت فرو می‌ریزد 

زیرا نمی‌دانی چه می‌خواهی بسازی  

فقط می‌سازی

و باز از نو 

فقط می‌سازی